یادداشت | درسهای تعطیلی 80 روزه در بورس
مهمترین درس تعطیلی 80 روزه برای سیاستگذار بازار سرمایه، ضرورت تغییر نگاه به مقوله «تعطیلی بازار» است.
به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، همزمان با بازگشایی معاملاتت بازار سرمایه پس از 80 روز توقف، نکته مهمی که بسیاری از تحلیلگران و فعالان باسابقه بازار سهام روی آن تاکید دارند این است که آنچه این روزها در بازار سرمایه رخ میدهد، فراتر از یک تصمیم عملیاتی ساده است. تجربه بازارهای جهانی نشان میدهد در دورههای جنگ، بحرانهای امنیتی یا شوکهای سیاسی، اصل اساسی نه «جلوگیری موقت از افت شاخص»، بلکه حفظ «تداوم کشف قیمت» است؛ چرا که بازارها معمولا با ریسک سازگار میشوند؛ اما ابهام و انسداد طولانیمدت است که اعتماد سرمایهگذار را خدشهدار میکند.
بر این اساس باید گفت در روزهای منتهی به بازگشایی تالار شیشهای، سیاستگذار بارها بر محورهایی چون تقویت شفافیت اطلاعاتی، هماهنگی نهادی و استفاده از ابزارهای حمایتی تاکید کرده است. این رویکرد بهخودیخود منطقی و قابل دفاع است، اما حالا پرسش اصلی این است که آیا این تدابیر برای احیای «نقدشوندگی» و «اعتماد به فرآیند معاملات» کافی است؟
تجربه بحرانهای بزرگ دنیا
مرور رفتار بورسهای بزرگ جهان در بحرانهای ژئوپلیتیک، تصویر نسبتا روشنی از مسیر پیشرو ارائه میدهد. برای نمونه پس از حملات 11 سپتامبر، بورس نیویورک تنها چهار روز تعطیل شد. شاخص S&P500 در هفته نخست بازگشایی حدود 12 درصد ریخت، اما به لطف تداوم معاملات و مداخله سریع بازارگردانها، ظرف چند هفته به تعادل نسبی رسید.
در بحران مالی 2008 نیز با وجود سقوطهای سنگین، اصل تعطیلی بازار زیر سوال نرفت. سیاستگذاران آن سالها به خوبی میدانستند بسته شدن بازار، ترس را متوقف نمیکند، بلکه آن را به آینده منتقل میسازد.
اما شاید ملموسترین نمونه، جنگ اوکراین باشد. بورس مسکو پس از چند هفته توقف، با محدودیتهای موقت فروش و حمایت گسترده نقدینگی بازگشایی شد. شاخص RTS در نخستین روزهای بازگشایی بیش از 30 درصد نوسان را تجربه کرد، اما سیاستگذار روسی بهتدریج دریافت که ادامه محدودیتها، خود به عامل تشدید بیاعتمادی بدل میشود.
در شرق آسیا و طی تنشهای امنیتی کرهجنوبی نیز بازار هرگز برای دوره طولانی تعطیل نشد؛ رویکرد اصلی در آنجا «حفظ جریان معاملات» و «مدیریت هیجان» بود، نه جلوگیری از نوسان.
اولویت نخست بورس؛ رسیدن به نقطه تعادل واقعی
این در شرایطی است که برای بورس تهران نیز اکنون مهمترین اولویت، رسیدن سریع و واقعی به نقطه تعادل است. تجربه تلخ سالهای گذشته نشان داده صفهای فروش ممتد، گاه بیشتر از افت واقعی قیمتها به اعتماد سرمایهگذار آسیب میزنند.
به همین دلیل برخی کارشناسان معتقدند شاید لازم باشد درباره کارآیی «دامنه نوسان محدود» در شرایط فعلی بازنگری شود. دامنههای بسته، هرچند در ظاهر از افت سریع جلوگیری میکنند، اما عملا فرآیند کشف قیمت را فرسایشی و پنیک را طولانیتر میسازند. بازاری که چند روز متوالی در صف فروش قفل شود، نه نقدشوندگی دارد و نه قابلیت تحلیل!
این در شرایطی است که در بسیاری از بورسهای پیشرفته جهان، در شرایط بحران به جای بستن بازار یا محدودسازی شدید دامنه نوسان، از مکانیزم توقفهای کوتاهمدت استفاده میشود. در این مدل، اجازه داده میشود قیمتها سریعتر به تعادل برسند، اما در صورت بروز رفتارهای هیجانی، معاملات برای دقایقی متوقف میشود تا بازار سرمایه دوباره عمق بگیرد. این شیوه از منظر اقتصادی، کارآمدتر از انباشت صفهای فروش ارزیابی میشود.
نقش بازارگردانها و شفافیت اطلاعاتی
در کنار ملاحظات فنی، نقش بازارگردانها و صندوقهای تثبیت در روزهای ابتدایی بازگشایی بسیار کلیدی ارزیابی میشود. بازار سهام پس از یک بحران طولانی، پیش از هر چیز نیازمند «خریدار نقدشونده» است تا سرمایهگذار احساس نکند در بازاری یکطرفه گرفتار شده است.
در آن سوی میدان، ناشران نیز وظیفه سنگینی بر دوش دارند؛ آنها باید بدون تعارف و پوشاندن واقعیتها، تصویری شفاف از آسیبهای عملیاتی، وضعیت تولید و چشمانداز سودآوری ارائه کنند. سرمایهگذار حرفهای با «خبر منفی» کنار میآید، اما با «ابهام» نه.
لزوم تغییر نگاه به تعطیلی بازار
شاید مهمترین درسی که این 80 روز برای سیاستگذار بازار سرمایه داشت، ضرورت تغییر نگاه به مقوله «تعطیلی بازار» باشد. اگر در آینده بار دیگر تنش یا درگیری رخ دهد، نباید کل بازار متوقف شود.
از نگاهی دیگر در همه بورسهای بالغ دنیا، تنها نمادهایی متوقف میشوند که مستقیما درگیر بحران شدهاند، نه تمام اکوسیستم بازار سرمایه. تعطیلی فراگیر، عملا ریسک را حذف نمیکند؛ فقط آن را غیرشفاف و متراکم میسازد.
این درحالی است که بازار سرمایه برای مواجهه با نااطمینانی طراحی شده است. بنابراین اگر اجازه دهیم مکانیسم قیمتگذاری کار کند، حتی شوکهای جنگی نیز در نهایت هضم میشوند. اما اگر اعتماد سرمایهگذار به امکان «معامله آزاد» و «نقدشوندگی» آسیب ببیند، بازسازی آن بسیار دشوارتر از بازسازی شاخص خواهد بود.
انتهای پیام/