ماجرای کارگاه «ترانه های خیس» چیست؟؛ اولین توضیحات عکاس پیشکسوت سینما
یکی از عکاسان پیشکسوت سینما با انتشار متنی از برگزاری یک پروژه متفاوت عکاسی با عنوان «ترانه های خیس» در قالب چند دوره کارگاه انتقال تجربه با محوریت فضای مجازی سخن...
به گزارش خبرنگار مهر، نادر فوقانی از عکاسان پیشکسوت سینما و رئیس انجمن عکاسان سینمای ایران که طی سال های اخیر در چندین پروژه سینمایی و تلویزیونی به عنوان عکاس حضور داشته است، با اعلام خبر برگزاری کارگاه آموزش انتقال تجربه «ترانه های خیس» در فضای مجازی با بیان اینکه این کارگاه بنا به درخواست بسیاری از علاقه مندان حوزه عکاسی و سینما پیش روی مخاطبان قرار میگیرد از رونمایی این پروژه برای اولین بار در رسانه گفت.
در اولین متن منتشر شده نادر فوقانی برای برگزاری کارگاه های کوتاه مجازی «ترانه های خیس» که به صورت اختصاصی در اختیار گروه هنر خبرگزاری مهر قرار گرفته، آمده است:

«عکاسی در سینما برای من صرفا عکاسی از یک صحنه نیست، بلکه قاب هایی که خلق میشوند پیوند ذهن خلاق عکاس با جامعه است، به همین جهت در ادامه چند مطلب کوتاه را که چکیده ای از سال ها تجربه و کار مداوم، پیرامون عکاسی است، مرور می کنیم که خواندش خالی از لطف نیست و مخاطب علاقه مند به عکاسی را بیشتر با لایه های درونی هنر در ثبت یک فریم یا به قول خودم نگارش در قاب (کانسپت) آشنا می سازد.
۱- عکاسی سینما به من آموخت از کوچک ترین سوژه ها در پیرامون زندگی ام به راحتی عبور نکنم. به من آموخت ببینم و حس کنم و با قلم نور سوژه را در آن واحد ثبت نمایم چون معتقدم با ثبت تضادها کنار یکدیگر در یک قاب می توان از ادبیات بصری شعر سرود.

۲- مهم ترین نکته در عکاسی، لمس تلنگر هایی ست که عکاس می باید آگاهانه جذب آنان شود و با عشق دگمه شاتر دوربین خود را در کسری از ثانیه بچکاند.
۳- تکنیک های مختلف هنری در هر رشته ای از هنر را ظرف چند سال مدام کار کردن و تجربه به دست آوردن می توان آموخت، ولی نگاه پخته هنری همچنین درک معجزه ای که دیگران نمی توانند ببینند ولی عکاس کاملا هوشمندانه می بیند و به کار می گیرد، زمان بر است و خیلی از عکاسان حتی عاشق، به این درک نمی رسند و تا یک جایی هم آغوش با این هنر هستند و کم کم دستشان را از دست معشوق خود رها می سازند.

۴- یک عکاس سینما وقتی صاحب تفکر و سواد بصری می شود، میباید بر شاخه های گوناگون عکاسی نیز دستی بر آتش داشته باشد، این کار سبک و نگاه خاص او را در عکاسی های مختلف نظیر اجتماعی، طبیعت، حتی صنعتی و تبلیغاتی اعمال می کند.
۵- از طبیعت درس بگیریم. طبیعتی که در خیلی از مواقع بی رحم و خانمان سوز است. ممکن است همه عواطف و احساسات خود را نادیده بگیرد و بنا به جبر آتش زند و بسوزاند و یا جان ها را با آب خروشان و فریادهای بی صدا بگیرد و بگیرد، ولی همین طبیعت از منظر دیگر مهربانی و دوستی و ملایمت که در کنار اجسام حتی خشن را نیز دارد، گل ها و شکوفه های زیبای خود را در کنار زمخت ترین شئ ها جای می دهد تا تضاد دلچسب و درسی محکم را به ما آدمها دهد. شاید هم همزیستی با آرامش را به رخ ما می کشد. پس یک هنرمند می تواند با آثارش رخنه در روح آدمیان کند، آنان را از پیرامون خود آگاه سازد و به زخم هایشان التیام بخشد. به اعتقاد من این کل سناریوی هنر، رسالت و هدف هنرمند است.»