چرا حسنین در فتوحات پس از پیامبر اسلام حضور نداشتند؟
یکی از شبهههای مطرح در کتاب تاریخ زندگی امامان معصوم پرسش از حضور حسنین (ع) در فتوحات پس از پیامبر اسلام (ص) است. نویسنده علاوهبر بررسی روایات تاریخی یک نقطه از شبکه معرفت را ترسیم می...
به گزارش خبرگزاری مهر، باید یک دلیل موجه وجود داشته باشد تا بفهمیم چرا نه به ساحل و نه به عمق زندگی پیشوایان شیعه نمیتوانیم برسیم. چرا هرچه پژوهشها پیشتر میروند، بر انباشت تاریخی دانایی چیزی افزوده نمیشود و هر پژوهش چونان روایتی تازه از یک امر واحد نمایان میشود؟ میتوان گمانهزنی محتملی داشت که زندگی امامان شیعه گامبهگام، قرائت و منزلبهمنزل، تفسیر و تأویل قرآن است و هر سکنه آنان معلمیِ قرآن است. بدیهی است آنان که قرآن ناطق هستند، همچون قرآن بیانتها و بیکران باشند. بههرحال، با وجود این فاصله برناگذشتنی باید تا میتوان بهره گرفت و جان را در فهمیدن زندگی و سیره آنان زنده داشت.
هرچند درباره تاریخ و سیره امامان معصوم نگاشتههای بسیاری و کتابخانههای تخصصی وجود دارد، هنوز پرسشها و ابهامها و شبههها با گذر زمان رخت تازه میپوشند. اگر این رختهای تازه را مبنایی برای تحقیقهای بهروز بدانیم و با زبان جدیدی به آنها مشغول شویم، میتوانیم امیدوار باشیم شناختی عمیقتر از پیشوایان دینی خود بهدست آوریم؛ چراکه محققان ناگزیر خواهند بود در ساختار و سبکی نو تاریخ را حاضر کنند و ظرایف و دقایق آن را بررسی کنند.
دفتر دوم کتاب «تاریخ زندگی امامان معصوم» به زندگی امام حسن (ع) و امام حسین (ع) میپردازد و میتوان آن را در قفسه چنین پژوهشهایی جای داد که ساختار و زبان دیگری را در کار کردهاند. پس از مطالعه این کتاب با یک شبکه معرفتی مواجه میشویم که مهمترین دقایق مهم و مبهم را کنار هم میگذارد تا مخاطب به منظری تازه دست یابد.
یکی از شبهههای مطرح در این کتاب، پرسش از حضور حسنین (ع) در فتوحات پس از پیامبر اسلام (ص) است. نویسنده علاوهبر بررسی روایات تاریخی گوناگون دراینباره، یک نقطه از شبکه معرفت را چنین ترسیم میکند: در جنگهایی که خود حضرت علی (ع) فرمانده آنها بود، حسنین (ع) چگونه در جنگ حاضر میشدند؟ پس از بررسی گزارشهای تاریخی، نتیجه میگیرد که حضرت علی (ع) در این جنگها اجازه مبارزه به فرزندان خود نمیدادند که مبادا شهید شوند، چون باید بمانند و حاملان معارف ناب اسلامی باشند، حال چگونه اجازه دهند که به فتوحاتی بروند که خودشان هم در آنها حاضر نیستند؟
مشی بنیامیه اجازه نداد که سیره امام دوم و امام سوم در اخبار بازتاب زیادی پیدا کند و تاریخنگاران و راویان نیز نتوانستند حق مطلب را ادا کنند و چهبسا با تحریف و تخفیف کار را پیش بردند و بر شبههها افزودند. این دوره همان زمانی است که کتابت حدیث کماکان ممنوع است. پس مخاطب زیرک باید تمام لحظهها و آداب و سکنات و حالات این دو امام را از میان صفحات تاریخ جستوجو کند و شبکه معرفتی را ادامه دهد تا به شناختهای بعدی برسد و از هیچ کنش و واکنش خُردی چشم نپوشد: مثلاً چرا امام حسین (ع) از راه عمومی به مکه رفت؟ حضرت (ع) در آغاز سفر کدام آیه را خواند؟
غلامحسن محرمی در این اثر با مروری بر آغاز زندگی و طفولیت این دو امام (ع) به نوجوانی و جوانی آنان میرسد و تنها نقاط اصلی و مهم را نمایان میکند که مخاطب بدانند در زمان حیات و خلافت امیرالمؤمنین (ع)، حسنین (ع) رهبران معنوی جامعه محسوب میشدند. نکته مهم اینکه اهلسنت براساس حدیثی که در منابع خودشان نقل شده است، دوره ششماهه امامت حضرت مجتبی (ع) را بخشی از دوره سیساله خلافت پس از نبی در شمار میآورند؛ در این بخش کتاب، روایات قابلتوجهی آمده است.
چند جزء دیگر کاملشدن شبکه معرفتی را میتوان چنین در نظر گرفت:
الف) پس از بیعت مردم کوفه با امام حسن (ع) در روز جمعه بیستویکم ماه رمضان سال چهلم هجری قمری، تمام سرزمینهای اسلامی بهجز شام و مصر با ایشان بیعت میکنند (که بعدها در اسارت بازماندگان کربلا اهمیت پیدا میکند).
ب) مطابق گزارش تاریخ طبری، امام حسین (ع) به صلح برادرش با معاویه معترض است و آن را مخالف سیره پدر و تأییدی بر عملکرد معاویه می داند.
ج) مطابق سیره امام حسین (ع)، معاهده صلح برادر پذیرفتنی است باید به آن پایبند ماند.
د) پس از صلح در مدائن، معاویه نخستین نماز جمعه را در میان لشگریان در کوفه میخواند و سوگند یاد میکند که قصدش از جنگ نه برای نماز و روزه و حج مردمان بلکه برای حکومت بوده و این حکومت اعطایی از جانب خداوند است.
پس از عهد صلح با معاویه، زندگی امام حسن (ع) ده سال طول میکشد و این بازه تاریخی چگونه مواجهه ایشان با حاکم جور را نمایان میکند. ابعاد این زندگی را معاویه اینگونه شرح میدهد: «با هیچ فردی سخن نگفتم که دوستداشتنیتر از حسنبنعلی باشد؛ هنگامی که سخن میگفت، اصلاً دوست نداشتم کلامش متوقف شود و هرگز کلامی ناسزا یا درشت از او نشنیدم»؛ عمر عاص این امام را «محبوبترین زمینیان نزد اهل آسمان» خوانده است. با عنایت به ویژگیهای امام حسن (ع) بود که معاویه نتواسنت ولایتعهدی یزید را مطرح کند.
پس از شهادت امام حسن (ع)، معاویه ولیعهدی یزید را مطرح میکند و وقتی نامه مخالفت امام حسین (ع) را دریافت میکند، از شام تا مدینه میرود بلکه بتواند این ولیعهدی را از جانب بزرگان اقوام ضمانت کند، اما با سخنرانی امام حسین (ع) در مدینه، دست خالی بازمیگردد. پس از مرگ معاویه در نیمه رجب سال ۶۰، بلافاصله یزید در نامهای به ولیدبنعتبة والی شهر مدینه مینویسد: «هنگامی که این نامهام به تو رسید، حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر را احضار کن و از آن دو بیعت بگیر. پس اگر زیر بار نرفتن، آن دو را گردن بزن و سرهایشان را نزد من بفرست. مردم را نیز به بیعت فرا خوان و هرکس سر باز زد، همان حکم را درباره او و درباره حسین ابن علی و عبدالله ابن زبیر اجرا کن. والسلام».
گویی این نامه گره بسیار مهمی از گراف معرفتی است که نقطه عزیمت امام حسین (ع) از مدینه به مکه میشود؛ ایشان از جاده عمومی روانه میشود و در آغاز سفر آیه ۲۱ سوره قصص را میخواند: «موسی ترسان و نگران از آنجا بیرون رفت [درحالیکه] میگفت: پروردگارا! مرا از گروه ستمکاران نجات بخش» و هنگامی که مسلمبنعقیل پیشنهاد میدهد بهسبب احتمال تعقیب از سوی مأموران والی مدینه، از بیراهه روند. امام (ع) نمی پذیرد؛ چراکه یک حرکت سیاسی باید آشکارا انجام شود.
نامه یزید را غلامحسن محرمی در صفحه ۱۴۹ میآورد و از اینجا به بعد، کتاب دفتر دوم «تاریخ زندگی امامان معصوم» به یک مقتل نوین تبدیل میشود که خود مقتلپژوهی است و در صفحه ۳۳۰ خاتمه مییابد. گامبهگام و منزلبهمنزل شبکه معرفتی مخاطب کامل میشود تا درک بهتری از مشی و سیره این دو امام معصوم (ع) پیدا کند.
کتاب «تاریخ زندگی امامان معصوم؛ دفتر دوم: امام حسن (ع) و امام حسین (ع)» منبع مناسبی برای مطالعه در ایام محرم ۱۴۴۸است که به قلم غلامحسن محرمی از سوی سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در سال ۱۴۰۴ با قیمت ۷۵۰هزار تومان منتشر شده است.