وجدی معود و جنگی که در ذهن مولف ادامه دارد؛ ۴ عنصر مهم «آتشسوزیها»
وجدی معود از درامنویسان مطرح قرن بیستم است که در آثارش، مفاهیمی چون جنگ، هویت و مهاجرت به چشم می خورد که بخشی از آنها به تجارب وی از سرزمین مادریاش بر...
خبرگزاری مهر- گروه هنر- علی حیدری؛ شاید بتوانیم یکی از نقاط آغاز تراژدی در تاریخ درامنویسی جهان را نمایشنامه «ادیپ شهریار» بدانیم؛ اثری که بخش اول از تریولوژی «افسانههای تبای» است. این نمایشنامه سنگ بنایی شد تا بسیاری از درامنویسان بعدی از آن به عنوانی منبعی درخور در راستای درک تراژدی، استفاده کنند. «ادیپ شهریار» به انضمام چند اثر دیگر اسلوب تراژدی را در تاریخ درام شکل میدهند. تراژدی شاید جنجالیترین ژانر در درام باشد و نظریهپردازان و فیلسوفان متعددی درباره آن به ارائه نظرات مختلفی پرداختند که شاید اگر بخواهیم این نظریه پردازان را لیست کنیم به کتابی ختم شود و تعدادشان نیز به طور روزانه در حال افزایش است.
به طور کلی نمایشنامه «ادیپ شهریار» که در مورد ترجمه نام آن نیز بحثهای متعددی در ادوار مختلف مطرح بود و عدهای معتقد بودند که انتخاب این نام توسط شاهرخ مسکوب، انتخابی دقیق نیست و نام صحیحتر این اثر باید «ادیپ جبار» باشد در طی سالیان بسیار مورد بحث واقع شده است و دامنه بحث و آرا درباره آن تنها به تئاتر و ادبیات محدود نبوده و به روانشناسی و فلسفه نیز، رسیده است. در میان اقتباسها و برداشتهای متعددی که سالانه در سراسر دنیا از «ادیپ شهریار» نوشته و روی صحنه میرود، اثری وجود دارد که در چند سال اخیر سرهای اهالی تئاتر را به طرف خود گردانده است که این نمایشنامه، چیزی جز «آتشسوزیها» نوشته وجدی معود نیست. معود یک نویسنده لبنانی- کانادایی است که در ۱۰ سالگی لبنان را ترک میکند و به پاریس در فرانسه میآید و کمی بعدتر در مونترال کانادا ساکن میشود. این نویسنده که در سال ۱۹۶۸ در شهر دیرالقمر لبنان چشم به دنیا باز میکند، از همان نوجوانی تئاتر را در مدارس پیگیری و دنبال میکند و سرانجام به مدرسه ملی تئاتر کانادا وارد و از همانجا نیز فارغ التحصیل میشود.
درامنویس جوانی که منتقدان را به تحسین واداشت
وجدی معود با نگارش نمایشنامه «آتشسوزیها» مورد تحسین منتقدان مختلفی قرار گرفت و این تحسین تا جایی پیش رفت که از نظر تعدادی از همان منتقدان این نمایشنامه یکی از مهمترین آثار دراماتیک ۲۰ سال اخیر تئاتر دنیاست و همین سبب شد که شهرت این نمایشنامه به کشور مبدا محدود نشود و با ترجمه به چندین زبان مختلف در کشورهای متعددی مورد توجه قرار گیرد. در نگاه اول و خوانش ابتدایی، هر خوانندهای که حتی روایت و هسته مرکزی نمایشنامه «ادیپ شهریار» را بداند، متوجه قرابت مضمونی و بینامتنیت موجود در این ۲ اثر میشود. این اثر نسخه و نمونه خوبی برای شکل و شیوه استفاده و برداشت مدرن از یک متن کلاسیک است، چیزی که در تئاتر ما به درستی مورد استفاده قرار نمیگیرد و اقتباس و آداپته کردن نمایشنامه صرفا بهوسیله تغییر نامها از غربی به شرقی یا حذف و تغییر چند موقعیت جزئی در نمایشنامه تلقی میشود. استفاده از آثار کلاسیک به ما فرصت متصل شدن به دریایی از ایده و موقعیت را میدهد که از آنها با حفظ درونمایه اثر برای تولید متن جدید استفاده کنیم. این دقیقا کاریست که وجدی معود به درستی انجام میدهد و اگر داستان یک خطی یا همان (لاگ لاین) نمایشنامه را با نمایشنامه «ادیپ شهریار» تطبیق دهیم به «جستوجوی حقیقتی پنهان که در نهایت هویت فرد و خانواده را ویران میکند» میرسیم.
آتشسوزیها؛ فرزندانی که در پی کشف هویت خود هستند!
در نمایشنامه «آتشسوزیها»، پس از مرگ ناوال مروان، ۲ فرزند دوقلوی او ژان و سیمون، وصیتنامهای عجیب دریافت میکنند: آنها باید پدری را که تصور میکردند مرده است و برادری را که هرگز از وجودش خبر نداشتند پیدا کنند. این جستوجو آنها را به کشوری جنگزده در خاورمیانه و به گذشته پنهان مادرشان میبرد؛ جایی که لایهلایه رازهای خانوادگی، خشونت جنگ و سرنوشت تراژیک ناوال آشکار میشود تا سرانجام حقیقتی تکاندهنده درباره هویت خودشان و خانوادهشان برملا شود.
وجدی معود و قلمی که بین سینما و تئاتر قدم میزند!
جنس قلم وجدی معود، قلمیست که احساسات زده نیست و میکوشد رویکردی ورای احساس صرف در موقعیتهای تروماتیک ارائه کند. او رویکردی بیطرفانه دارد و میکوشد در توزیع آرا در ستیزهای دراماتیک آثارش، توازن را حفظ کند و در این کار نیز بسیار موفق است. آثار وی پیوسته بازتابی از مسائلی مانند جنگ، مهاجرت، هویت و موارد اینچنینی هستند و این ناشی از تجربه، مهاجرت شخصی معود و پرواز عقابهای آهنین بر فراز لبنان، سرزمین مادری اوست که در آثارش اینچنین منعکس شده است. گرچه او آثار خود را به دام شعارزدگی و سیاست نمیاندازد و از کشوری که در آثارش مورد خشونت است بهطور عیان و واضح نام نمیبرد اما مشخص است که این واکنشی در پی تهدید نظامی موجود به سرزمین مادری اوست. در «آتشسوزیها» با تداخل متقابل زمانها مواجه هستیم و در یک صحنه چند زمان را در چند موقعیت مختلف میبینیم که شکل توضیح صحنهها گواه خوبی برای این موضوع است که گویی در حال خوانش یک فیلمنامه هستیم. انگار تئاتر در جهان وجدی معود به شکلی سینمایی قابل کات زدن است. همین موضوع انتخاب «آتشسوزیه» ارا پیچیده میکند و باعث می شود که هر کارگردانی جسارت انتخاب این متن را برای اجرا، پیدا نکند. در واقع اجرای این اثر و به طور کلی آثار معود بسیار فرمیک است و نیاز به شیوه اجرایی خاص و تکنیکال دارد تا درونمایه و مفاهیم اثر به درستی منتقل شود. علاوه بر نیازمندی به شیوه اجرایی و امکانات سختافزاری، مسئله دیگری که اجرای «اتشسوزیها» را در طی این سالها ناممکن کرده است، ناتوانی در جلب نظر مترجم برای اخذ مجوز اجرای این نمایشنامه بوده است.
فرایند افشای اطلاعات در آثار خالق «آتشسوزیها»
شکل و شیوه اکسپوزیشن یا همان «افشا» در آثار معود به ویژه «آتشسوزیها» بسیار منحصربهفرد است و اطلاعات، به صورت خطی به مخاطب منتقل نمیشوند. تماشاگر و خواننده احتمالی باید مانند کاراگاهی به دنبال تجمیع قطعات مختلف پازلهای روایت باشد تا در نهایت دریابد که چه شده است، چه در حال رخ دادن است و احتمال وقوع چه چیزی وجود دارد. شاید با خواندن آثار معود در صحنههایی احساس خوانش یک رمان پلیسی به مخاطب دست بدهد که این ناشی از به کارگیری عناصری چون تعلیق در موقعیت و زمان مناسب است.
عناصری که درام معود را شکل میدهد
میتوان گفت در تمامی آثار این درامنویس ۴ عنصر اصلی وجود دارد که ترکیب آنها وی را شکل داده است؛ «تراژدی یونانی»، «زخمهای جنگ معاصر»، «جستوجوی هویت خانوادگی» و «کشف تدریجی حقیقت» که ۴ عنصر اصلی درام وجدی معود هستند. همین شاکله در فیلمی به نام «ویران شده» به کارگردانی دنی ویلنوو پیاده شده است و در آن اقتباس سینمایی موفقی از «آتشسوزیها» صورت گرفته است.
از دیگر آثار وجدی معود که در ایران ترجمه شده است، میتوان به «انیما»، «ساحلیها»، «انفجاری در قلب»، «اشکهای اویدیپوس»، «وصال در وادی وحشت»، «خواهران»، «بانوی آوازخوان»، «همه پرندگان» و … اشاره کرد.
وجدی معود در ایران
از آثار وجدی معود به دلیل کمبود آثار ترجمه شده تا چند سال اخیر و نبود تمایل مترجم برای ارائه مجوز نمایشنامه «آتشسوزیها»، اجراهای متعددی از آثار این نویسنده انجام نگرفته است. از اجراهای به صحنه رفته از آثار معود میتوان به «انفجاری در قلب» و «ساحلیها» به کارگردانی محمدامین سعدی در سال ۱۴۰۴، «تشنگان» به کارگردانی امیر شمس در سال ۱۴۰۳ و «آتشسوزیها» به کارگردانی حسین زارعی در سال ۱۳۹۸ اشاره کرد.